ارنست اورسل ( مترجم : على اصغر سعيدى )
178
سفرنامه قفقاز و ايران ( فارسى )
چشم به هم زدن بهطور اسرارآميزى ناپديد شود . شبها اين غولهاى كوچك كه چشمان سبز رنگى دارند ، رويشان زيادتر مىشود و با سروصدا اسباب و اثاث مسافران را بازرسى مىكنند . گاهى وقاحت آنها به حدى است كه حتى روى شكم خالى مسافرى كه قبلا همهى ما حضرش را خوردهاند ، جا خوش كرده و مىخوابند و يا - شايد به عمد - آن قدر اين طرف و آن طرف مىپرند و سروصدا راه مىاندازند كه حتى اشخاص كر نيز با سروصداى آنها نمىتوانند بخوابند . وقتى كه ما رختخوابها را در يكى از اتاقهاى بالاخانه باز مىكرديم ژروم بساط چاى را راه انداخت و با دو مرغ كه آنها را چاپارخانهچى گرفته بود و مقدارى برنج ، شام مطبوعى كه خيلى خوشمزهتر از ساردينهاى نانت « 1 » بود ، تهيه نمود . از خوردن اين شام شاهانه تازه دست كشيده بوديم كه بوى شراب ، چاپارخانهچى را با ولع خاصى به اتاق ما كشاند . پيمانهيى پر كرده و با علاقه تعارفش كرديم . شنيدن اين كه در اين ايالت تاكخيز كسى شراب نمىاندازد ، براى ما تعجبآور بود . ولى بهطورى كه مىگفت گويا انگورهاى اينجا ، فقط به مصرف درست كردن شيره و يك نوع نوشابهى ترشمزه كه سكنجبين مىگويند و در مذاق ايرانىها نوشيدنى بسيار مطبوعى است ، مىرسد . اين گيلانى چنان به ايالت خود مىباليد كه آنجا را از همه مناطق دنيا برتر و بهتر مىدانست . آنگاه شروع به تعريف از ميوهها و به خصوص مركبات اين ايالت كرد و در حدود دوازده نوع ميوه براى ما باز شمرد : ليمو ، بادرنگ ، انار ، پسته ، سيب ، هلو ، زردآلو ، گلابى ، بادام . . . . اگر اوئيلن كه حوصلهاش سررفته بود ، خواهش نمىكرد از اين ميوههاى خوشمزه چند تا براى ما بياورد ، شايد ساعتها به شمردن نامهاى هر ميوهيى كه در دنيا به عمل مىآيد ادامه مىداد . ولى بيچاره در مقابل درخواست دوست من بهتش زد ، چون گويا تا به حال هيچ مسافرى در چاپارخانه هوس خوردن ميوه نكرده بود . با وجود اين قول داد اگر فردا را نيز آنجا بمانيم براى ما از آن ميوههاى خوب خواهد آورد . ضمنا براى اينكه ما را بيشتر به ماندن تشويق كند ، از شكارگاههاى حولوحوش تعريف كرد . به گفتهى او هر نوع شكار در جنگلهاى اطراف اين منطقه پيدا مىشود : گراز ، يوزپلنگ ، خرس ، تشى ، گوزن ، گرگ و حيوانهاى وحشى ديگر . اما نسل فيل - البته به قول او - به دست رستم از اين جنگلها كنده شده ، در عوض ببر كه براى گلهى گوسفندان آفت
--> ( 1 ) . Nantes : از شهرهاى فرانسه در كنار رود لوار . م .